تبليغاتX
نشر و نوشتار

نشر و نوشتار

درباره کتاب و نشر و روزنامه نگاری

نشرو نوشتار این هفته درباره سه موضوع مرتبط با مسائل فرهنگی و نشر است . اولی درباره بودجه ای که رئیس جمهور به مدارس داده است . دوم درباره  خر ید کتاب و تغییر زاویه خرید از ناشران به دیگران و سومی گزارشی که مجلس شورای اسلامی و کمیته تحقیق و تفحص از ارشاد داده است .

این مطالب را می توانید در ااینجا بخوانید

درباره خرید کتاب مطلبی هم در همشهری نوشته ام که اگر روی همشهری آنلاین قرار گرفت آن را هم اینجا لینک می دهم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت 19:14  توسط سید ابوالحسن مختاباد  | 

با خود قرار گذاشته بودم که مطلبی درباره چگونگی ودلایل کناره گیر ی دوست خوبم حمید رضا ابک از بخش اندیشه روزنامه شرق بنویسم که ناگهان بانگی بر آمد که خواجه مرد. و شرق توقیف شد . اگرچه در فرصتی مناسب ( شاید یکی دو روز آینده ) مطلب مربوط به گروه اندیشه شرق را بنویسم . اما مطلبی درباره تعطیلی شرق نوشته ام که درزیر بخوانید.

اگر مطالعه را يك عادت بدانيم ، شكل گرفتن آن نيازمند زمان است و نمي توان گفت كه عادت به مطالعه  در طرفه العيني و با برخي روشهاي دستوري ايجاد مي شود . روزنامه شرق هم در طي چند سالي كه از انتشارش مي گذشت ، سعي كرد عادت به مطالعه را براي برخي از شهروندان ايجاد كند . اين نشريه با نگاه به خانواده به عنوان مهمترين نهاد اجتماعي درايران ، سعي كرد ، تمامي علائق يك خانواده را در مجموعه مطالب خود لحاظ كند . بر همين بينان بود كه وقتي  اين روزنامه پاي به خانه اي مي نهاد ، همانند موجودي زنده با اكثر افراد آن خانواده ارتباطي صميمي  برقرار مي كرد و سعي مي كرد همانند رستوراني كه همه نوع غذاها را مي توان در آن يافت، براي انواع واقسام سليقه ها مطلب و نوشته داشته باشد . بر همين بنيان بايد شمارگان ( تيراژ) روزنامه شرق را بيش ازشمارگان رسمي آن محاسبه كرد . چرا كه هر ورق پاره اين نشريه مخاطبي خاص خود داشت . اين گونه بود كه روزنامه شرق ، همانند برخي از اسلاف خود ( همشهري ، كيهان ، اطلاعات و... ) برخي ها را عادت داده بود به مطالعه و اكنون كه اين روزنامه منتشر نمي شود ، هماناني كه هر روز عادت كرده بودند به مطالعه اين جريده ، خلائي را حس ميكنند .

اگر بخواهيم سخنمان را دقيق تر بگوييم شرق زيست بومي فرهنگي را شكل داده بود كه علاوه بر نيروهاي مستقيم مسئول در شكل گيري آن ( از كارمند خدماتي دم در تا نيروهاي پشتيباني فني و تحريري و سردبيري )از  دكه هاي روزنامه فروشي تا فروشندگان سر چهارراهها و خوانندگان از پيشه هاي مختلف در شكل گيري آن سهيم بودند . اكنون تمامي اين افراد از اين روزنامه و مطالعه آن محروم شده اند .  براي شكل گيري اين مجموعه زمان  و تلاشهاي طاقت سوزي صرف شده  است ، ضمن اينكه اين زيست بوم علاوه بر كاركرد هاي عادي خود ،‌همانند هر روزنامه اي ، نقش حوزه اي عمومي  اي  قوي و تاثير گذار را نيز در عمده موضوعات ايفا ميكرد. حوزه اي كه به قول هابرماس ، در آن نقد ها از وضعيت خصوصي به در آمده و صورت و صبغه اي عمومي به خود گرفته و همه شهروندان و طرفين يك موضوع از نظرات گروهها و افراد مختلف استفاده مي كردند وداوري عمومي هم در موضوعات مختلف اجتماعي و سياسي و فرهنگي و اقتصادي و و ورزشي شكل مي گرفت و اين گونه آگاهي عمومي نسبت به يك موضوع و مسئله ارتقاء مي يافت.

سخن نگارنده از منظر سياسي نيست ، بلكه تبعات اجتماعي كار را مد نظر دارم . آنجا كه بزرگان نظام از تشويق به مطالعه و بالا بردن سرانه مطالعه و د رنهايت از ارتقاء آگاهي عمومي سخن مي گويند ،‌ آيا تعطيل وتوقيف ناگهاني  اين روزنامه  ، مي تواند در راستاي چنين هدفي باشد. ايا اين همه يارانه اي كه به ساخت كتابخانه ها وخريد كتاب ودادن كاغذ اختصاص مي يابد ، توانسته زيست بومي را شكل دهد كه اين نشريه شكل داده بود . به راستي دراين ميانه حقوق مصرف كننده اين گونه كالاهاي فرهنگي در كجاي اين تصميمات قرار مي گيرد  و چگونه لحاظ مي شود ؟

به ياد داشته باشيم كه  بالندگي يك جامعه نسبت مستقيمي با ميزان تحمل حكومت از رفتارهاي شهروندان دارد . هرچقدر اين تحمل بيشتر باشد ، افراد و نهادها مي آموزند كه فضاي نقد و نظر را از وضعيت هاي خصمانه به وضعيت  مودبانه تغيير دهند .  اميد كه توقف اين نشريه خواندني كه روزانه صدها هزار نفر ار مطالب آن استفاده مي كردند كوتاه بوده و در آينده نزديك اين زيست بوم فرهنگي بتواند حيات دوباره خود را بازيابد.

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 17:54  توسط سید ابوالحسن مختاباد  | 

چند هفته ای بود که من گزارش نشر هفته نامه کتاب هفته رامی دیدم و از نقص این گزارش احساسی از ناراحتی وعصبانیت به من دست می داد . چند مطلبی هم درباره این وضعیت و نقص این کار نوشتم که در چند شماره بعدی تنها برای تفکیک کتابهای چاپ اول از چاپهای بعدی یک تیک را به اول هر عنوان اضافه کردند . به آقای شیرازی گفتم که برای این مسئله گزارشی تهیه کند و در این مسیر با چهره های نامی حوزه کتاب وکتابداری صحبت کند و از آنها درباره نحوه فهرست نویسی کتابها بپرسد . این گزارش آماده شد و به همراه توضیح یکی از دست اندرکاران خانه کتاب امروز درصفحه نشر و نوشتار منتشر شد . در کنار آن می توانید یادداشتهای من درباره اخبار و رخدادهای حوزه نشر را نیز بخوانید .

یادداشتها را به صورت کامل در زیر می آورم .

قانون؛ شهرداری و نهاد کتابخانه های عمومی کشور  
 
 
هفته گذشته نهاد کتابخانه های عمومی کشور اعلام کرد که به دلیل خودداری شهرداری تهران از پرداخت بدهی، میزان بدهی این شهرداری در دو سال گذشته از مرز 12 میلیارد تومان گذشته است.شهردار تهران نیز هفته گذشته با تاکید بر این نکته که «شهرداری به این نهاد بدهی ندارد » گفت که « ما خودمان را در حوزه فرهنگ مسوول می دانیم» و اضافه کرد «نظارت بر کتابخانه ها مسیر قانونی خود را دارد، بخشی که مربوط به حوزه سازمان فرهنگی هنری است، نظارت آن در حوزه کاری ما است و انجام می دهیم و بخشی هم برعهده دستگاه هایی همچون مدارس، مساجد، سازمان فرهنگ و ارتباطات، سازمان تبلیغات، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و ... است»اگر چه شهرداری تهران در زمینه های فرهنگی و هنری کار های موثری انجام می دهد، اما برابر قانون، شهرداری موظف است نیم درصد از درآمد کل خود را به نهاد کتابخانه های عمومی پرداخت کند. 
 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 19:12  توسط سید ابوالحسن مختاباد  | 

چند هفته ای است که به همت مسعود خیرخواه در  صفحه کتاب و اندیشه پنج شنبه ها  ی روزنامه کارگزاران کتابهای روز  را معرفی میکنیم . بخش اعظم صفحه را آقای خیرخواه پوشش می دهد و من هم در گوشه ای از آن  به نام تا پیشخوان تازه ترین کتابهایی که به بازار راه یافته اند و یا درحال قرار گرفتن بر پیشخوانند  را به شکل مختصر و مفید معرفی میکنم .

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم شهریور 1385ساعت 19:10  توسط سید ابوالحسن مختاباد  | 

هفته گذشته اتحادیه ناشران وکتابفروشان تهران پس از مدتها اطلاعیه ای داد و گوشه ای از تلاشهایش رادر این اطلاعیه  بیان کرد . درباره این اطلاعیه نوشته ای را آورده ام که در واقع تفسیر من از این اطلاعیه است. یادداشتی هم درباره نسپردن جشنواره چاپ به صنف چاپخانه داران نوشته ام که نشان میدهد وزارت ارشاد در عدم همکاری بانهادهای فرهنگی سیاست مشخص و بلند مدتی دارد .گزارش اصلی صفحه نیز به وضعیت چاپخانه داران اختصاص دارد که متاسفانه چندان مطلوب نیست .

می خواستم این هفته درباره بودجه 25 میلیارد تومانی که رئیس جمهوری در اختیار رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی، برای تجهیز کتابخانه های مدارس، قرار داد نوشته ای بنگارم و به تمامی وجوه این کار بپردازم که در میانه های هفته گذشته نخستین گزارش اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران منتشر شد. پیش از این در یکی از این نوشته ها آورده بودم که چرا اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران که چند ماهی است کار خود را آغاز کرده اند، اطلاعاتی در اختیار ناشران و نیز افکار عمومی قرار نمی دهند که چه می کنند و چه کرده اند. هنوز مرکب آن نوشته خشک نشده بود که اطلاعیه این اتحادیه در اختیار رسانه های گروهی قرار گرفت. در این نوشته می خواهم به تحلیل این بیانیه بپردازم.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 18:34  توسط سید ابوالحسن مختاباد  | 

چند مدتی است که اداره کتاب از ناشران خواسته است علاوه بر نسخه چاپی کتاب نسخه ای از سی دی کتاب را هم در اختیار این اداره قرار دهند اما این کار بامقاومت ناشران روبرو شده است . به گمان شما چرا ناشران دربرابر این خواسته مقاومت می کنند . این موضوع به همراه  نقدی بر کتاب پردازی ویرایش سوم فرهنگ اصطلاحات سه زبانه (فارسی، انگلیسی و عربی) که از سوی کتابخانه ملی به بازار کتاب راه یافته است و نیزاشاره ای به ۲۵ میلیارد تومان بودجه ای که از سوی آقای احمدی نژاد برای کتابخانه های مدارس سراسر کشور اختصاص داده شده موضوعاتی است که در یادداشت این هفته صفحه نشر و نوشتار به آنها پرداخته ام . 

 

حاشیه ای بر درخواست تازه اداره کتاب از ناشران

مدتی است که اداره کتاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از ناشران می خواهد تا لوح فشرده کتاب هایی را که برای بررسی به این اداره کل می دهند، نیز به این اداره تحویل دهند. این کار با مخالفت بسیاری از ناشران روبه رو شده است. در این زمینه چند نکته قابل تامل است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 18:28  توسط سید ابوالحسن مختاباد  | 

در یادداشتی به فعالیتهای موسسه میراث مکتوب پرداخته ام . این موسسه تنها موسسه ای است که به شکل جدی و پی گیر انتشار متون و نسخ خطی را در دستور کار خود قرار داده است واز یک اتاق کوچک در سال ۷۴ ( در طبقه چهارم خانه کتاب ) به فضایی بزرگ و مستقل در نزدیک خیابان دانشگاه تبدیل شده است . در کنار این یادداشت گزارشی هم از سوی آقای شیرازی در این زمینه تهیه شده و گفت و گویی هم با آقای گلبن که آرشیو نسخه های خطی و روزنامه های نایاب وی و اصولا کتابخانه شخصی اش بسیاری از جمله من را حسرت به دل کرده است.

لینک یادداشت من

لینگ گزارش درباره موسسه میراث مکتوب

گفت وگو با محمد گلبن

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 18:13  توسط سید ابوالحسن مختاباد  |