تبليغاتX
نشر و نوشتار

نشر و نوشتار

درباره کتاب و نشر و روزنامه نگاری

طرح تازه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای بررسی کتابها با واکنشها مختلفی روبرو شد.کليات اين طرح نخستين بار از سوی "مجيدحميدزاده"، مدير کل کتاب و کتابخوانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در گفتگو با خبرگزاری فارس اعلام شد. وی گفت که در مرحله اول اين طرح ۲۰ مرکز معرفی و سعی خواهد شد تا پايان سال اين مراکز به صد مرکز در تهران و شهرستانها برسد.به گفته آقای حميدزاده کار اين مراکز ياری رساندن به وزارت ارشاد در صدور مجوزهای پيش از چاپ کتابهاست. مدير کل کتاب و کتابخوانی وزارت ارشاد استفاده از ظرفيتهای علمی و فرهنگی موجود در جامعه تخصصی کشور و تسريع در صدور مجوزهای پيش از چاپ را از مزايای ديگر اين طرح عنوان کرد. آقای حميد زاده اگر چه در آن گفتگو از نحوه انتخاب افراد و نهادها سخنی نگفت، اما تلويحا گفت که گروه هايی صدور مجوزهای پيش از چاپ را برعهده می گيرند که صلاحيت آن ها تشخيص داده شود.وی البته نگفت که چه کسانی در چه نهادها و يا مراکزی شکل دهنده اين هيات تشخيص صلاحيت هستند و نيز اشاره ای به روند تصويب اين طرح نکرد.

در مقابل ابراهيم حسن بيگی، نويسنده و عضو انجمن قلم ايران در گفتگو با ايسنا تلويحا تاييد کرد که اين طرح از سوی انجمن قلم ايران ارائه شده که نهادی غير دولتی، اما نزديک به گرايشهای فکری وزارت ارشاد است. وی افزود: "تصورم اين است که طرح انجمن قلم قابل بررسی و اگر نواقصی دارد، قابل اصلاح است. اين طرح به اين منجر خواهد شد که اولا کل مميزی کتاب به سليقه چند نفر به عنوان کارشناس مميزی در وزارت ارشاد منحصر نشود و حوزه کارشناسی را گسترده‌تر می‌کند؛ هرچند گستردگی اين حوزه کار هماهنگی و نظارت وزارت ارشاد را هم کمی به مشکل دچار خواهد کرد، اما گسترش تعداد کارشناس ازسوی ارگان‌ها و نهادهايی که با کار کتاب و قلم درگير هستند، قطعا انتخاب افراد شايسته‌تری را موجب خواهد شد؛ چراکه به جای يک نفر، يک ارگان که مثلا ۲۵ يا ۱۰۰ مرکز را در برمی‌گيرد، تصميم می‌گيرد که چه کسانی کار کارشناسی کتاب را انجام دهند. ازسوی ديگر، تعميم و گسترش مديريت را در اين حوزه باعث خواهد بود. وی البته ياد آور شد که برای هر گونه تغييری بايد قانون آن تغيير نيز نوشته شود."

واکنش ناشران

واکنشهای اوليه به اين طرح متفاوت بود. برخی از ناشران آن را مبهم خواندند و خواستار شفاف سازی بيشتری در ماهيت اين طرح، چگونگی اجرای آن، نقش نهادهای مدنی نشر در اين طرح و در نهايت معرفی شيوه ها و سازو کارهايی شدند که به انتخاب اين نهادها می انجامد.

داود رمضان شيرازی که رياست اتحاديه ناشران و کتابفروشان تهران را برعهده دارد، در گفتگويی اعلام کرد که زوايای اين طرح برای وی مبهم است و گفت که نظر مخالفی با اين قضيه ندارد، اما برايش مشخص نيست که ناشران چگونه می توانند به ۲۰ مرکز برای دريافت مجوز کتابشان مراجعه کنند.به اعتقاد او اگر قرار است تعداد بررسها اضافه شود بهتر است که اين کار درهمان وزارت ارشاد انجام شود تا دوباره بوروکراسی تازه ای به پيکره نشر اضافه نشود.

حسن کيائيان مدير نشر چشمه و از کانديداهای دور تازه انتخابات هيات مديره اتحاديه ناشران و کتاب فروشان تهران و دبير پيشين اين اتحاديه با انتقاد از مشورت نگرفتن از ناشران و نهادهای صنفی نشر چشم انداز اين تصميم را مثبت ارزيابی نمی کند و معتقد است از اين طريق سرقتهای ادبی هم گسترش می يابد.

شهلا لاهيجی، مدير انتشارات روشنگران و مطالعات زنان، که از جمله منتقدان سياستهای وزارت ارشاد در حوزه کتاب دردوره جديد است، ضمن غير قانونی توصيف کردن اين کار و تاکيد بر اين نکته که سياست تازه در جهت توقف کار نشر کتابهايی است که محتوا دارند می گويد: اين افراد با چه معياری انتخاب می‌شوند که مورد تاييد باشند؟ آن‌ها بايد مورد تاييد ما باشند؛ نه نهاد دولتی. ما بايد اعتماد کنيم که کتاب‌هايمان را به آن‌ها بسپاريم.

بابک تختی که مديريت نشر قصه را بر عهده دارد نيز معتقد است اين طرح از بی اعتمادی وزارت ارشاد به ناشران حکايت می کند و اضافه می کند: "اين طرح نشان دهنده آن است که ارشاد به ناشران هيچ اعتمادی ندارد، ناشران بارها و بارها درخواست کرده اند که اجازه دهند با مسئوليت خود کتاب چاپ کنند و اگر خلاف قانون يا عرف بود در دادگاه ها پاسخگو باشند. اما به اين اعتراضات و انتقادات توجهی نشده است."آقای تختی که در دور تازه نامزد اتتخابات اتحاديه ناشران و کتابفروشان تهران شده است اضافه می کند: "با عملی شدن اين طرح ما عملا نمی دانيم با چه کسی طرف هستيم؟ همين حالا هم ارشاد، رسيد کتاب هايی را که برای گرفتن مجوز به آن می دهيم نمی دهد، تا اگر کتاب ناشری گم شد، پاسخگو نباشد. به عنوان مثال نشر کوچکی مانند "قصه" تاکنون دو کتاب گم شده در وزارت ارشاد دارد که در نهايت مجبور شديم دوباره کتاب ها را آماده سازی کنيم و برای مجوز به ارشاد تحويل دهيم حالا با عملی شدن چنين طرحی معلوم نيست تکليف ناشران با اين مراکز چه خواهد بود؟"

"محمدعلی جعفريه"، مدير نشر ثالث نيز ضمن انتقاد از اين طرح به تجربه ای که در دوره قبلی انجام شده بود اشاره کرده و می گويد: "در آن دوره وزارت ارشاد به گروهی از ناشران شناخته شده مجوز داده بود و اعتماد کرده بود که خود کتابها را به چاپ برسانند اگر شکايتی هم از سوی اشخاص حقيقی يا حقوقی صورت گيرد خود در دادگاه پاسخگو باشند."به اعتقاد آقای جعفريه سپردن کار به ناشران با آيين نامه شورای انقلاب فرهنگی در اين زمينه هم همخوانی دارد و برخی از حقوق دانان، از جمله هيات نظارت برقانون اساسی نيز چنين تفسيری از آيين نامه شورای انقلاب فرهنگی داده اند.

رضا هاشمی نژاد که مديريت نشر افق را بر عهده دارد نيز نگران آن است که وزارت ارشاد که در وضعيت کنونی نيز رويه مشخصی در بررسی کار کتابها ندارد، چگونه می تواند بين ۱۰۰ مرکز وحدت رويه برقرار کند.

واکنش وزير ارشاد

در برابر اين انتقادات حسين صفار هرندی، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی نيز به ميدان آمد و ضمن خردمندانه و سنجيده خواندن اين طرح و ارائه آماری از رشد ۱۰ هزار عنوانی کتاب در سال ۸۴ نسبت به سال ۸۳ انتقادات برخی از رسانه ها و نيز ناشران را که به زعم وی ارشاد را متهم به "لنگ نمودن چرخ نشر" کرده بودند، نادرست خواند.آقای صفار هرندی، بيان اين که به طور مطلق طرفدار کميت های اين گونه ای در حوزه نشر نيست، افزود: "صرفاً بخشی از امکان صدور مجوزهای پيش از نشر به مراکز علمی و فرهنگی به نهادهای فرهنگ و هنری واگذار خواهد شد."

آيين نامه ای با تفسيرهای گوناگون

در ايران بر اساس آيين نامه ای که شورای عالی انقلاب فرهنگی در دو نشست ارديبهشت ۱۳۶۷ به تصويب رساند، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مسئول اجرايی اين آيين نامه تشخيص داده شده است و تمامی مراکز بايد خود را با وزارت ارشاد هماهنگ کنند.اما در اين آيين نامه به صراحت بندی نيامده است که اشاره کند کتابهای ناشران برای بزرگسالان بايد پيش از چاپ و انتشار بررسی و مميزی شوند. در اين آيين نامه که از معدود آيين نامه هايی است که مجلس بر آن نظارتی ندارد، تنها تصريح شده است کتابهای حوزه کودکان و نوجوانان بايد پييش از چاپ بررسی و مميزی شوند. اين آيين نامه به رغم برخی ظرفيتهای مثبتش با تعبير و تفسيرهای دوره ای روبرو می شود و به نظر می رسد بيش از آنکه توجه واجرای آيين نامه مد نظر دست اندرکاران ارشاد قرار گيرد، عرفی ناخواسته و سليقه ای خود را بر اين بخش از حوزه فرهنگ سوار می کند که در دو دهه اخير از پر چالش ترين مراکز به شمار می آمده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 19:56  توسط سید ابوالحسن مختاباد  | 

روز گذشته به اتفاق برخی از اعضای هیات مدیره انجمن صنفی ( مزروعی/ مفیدی/ گرانپایه ) چند ساعتی در کافه تیتر مهمان خانم صالحی و همسر گرامیشان بودیم . پس ار مدتی دکتر معتمد نژاد و آقای نمک دوست هم سر رسیدند . این کافه در جای خوبی قرار دارد و شاید در آینده بتواند پاتوق بسیاری از هنرمندان و دانشجویان شود اما بعید می دانم که روزنامه نگاران حرفه ای فرصت کنند و اینجا را پاتوقشان کنند چون همه آنها در ساعات بعداز ظهر در سرکارشانند. در هر حال امید که این مسیر تداوم داشته باشد و این مجموعه بتوانند فضایی را فراهم کنند که هم برای خودشان اقتصادی باشد و هم برای دیگران فرهنگی و به قول معروف اسباب تالیف قلوب بین اهل فرهنگ و روزنامه نگاران شود.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم فروردین 1385ساعت 17:15  توسط سید ابوالحسن مختاباد  | 

گذشته بود که شنیدم به وحید پور استاد گرامی حمله شده است . جالب توجه اینکه صبح که با وی تماس گرفتم و مطلبی را می خواستم با وی مشورت کنم چیزی نگفت . در هر حال امیدوارم این حمله اتفاقی باشد و برنامه ای پشتش نباشد برای ترساندن روزنامه نگاران . وحید پور استاد از جمله روزنامه نگاران فروتن اخلاقی و در حیطه کاری خود باسواد است و البته شجاع . انشاء الله که خداوند حفظش کند.

مطلبي در سايت پور استاد در باره چگونگي ماجرا

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1385ساعت 8:16  توسط سید ابوالحسن مختاباد  | 

روز گذشته( ۱۵ فروردین) متن کوتاه شده ای از  گفت و گوی با مجید صیادی در روزنامه اعتماد ملی انتشار یافت . در این گفت وگو نکات خوبی از چگونگی شکست توجه به قانون از سوی مسئولان تصویر شده است . شکستی که با نبود مقاومت از سوی وزیر ارشاد ونیز خاتمی به فشار افزونتر بر کتاب ونشر و ناشران انجامید . تلاش من برای دسترسی به این گفت و گو و لینک دادن به آن فرجامی ناامید کننده داشت . به خصوص که سایت روزنامه اعتماد ملی از جمله بی در و پیکر ترین سایتهایی است که من دیده ام و نه آرشیوش مشخص است و نه مطالبش و تازه وقتی مطلب را پیدا میکنی متوجه می شوی که نصف آن هم در سایت قرار ندارد.

بعد از دو روز به شکلی تصادفی مطلب را در سایت انتشارات ققنوس پیدا کردم که می توانید بخوانید

جذبه خلسه آور سانسور درگفت و گو با مجید صیادی 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385ساعت 15:19  توسط سید ابوالحسن مختاباد  | 

روز دوم عید بود که سیاوش شاملو با من تماس گرفت که سال نو را به من تبریک بگوید خبر درگذشت حمید باقر زاده را هم او  به من داد . حیمد باقر زاده برادر کوچکتر محسن باقر زاده بود که از سالهای میانی دهه هفتاد از برادرش در کتابفروشی نشر توس در جلوی دانشگاه جدا و در یکی از کوچه های فرعی انقلاب دفتری تاسیس و نشر هیرمند را راه انداخت . آدمی بروز و اهل مطالعه بود و البته جریانهای مختلف فکری و فرهنگی را می شناخت . یادم نمی رود که جلد اول کتاب شاهنامه خانم مهری بهفر را با چه ذوق و شوقی انتشار داد و بعد که مهاجرانی از ارشاد  رفت ادامه این پروژه برایش غیر ممکن شد  و البته خیلی ها هم سعی کردند که به نوعی کار خانم بهفر را تخریب کنند که البته تااینجا که جلوی حمایت از این کتاب را گرفتند به نوعی  می توان گفت که توفیق یافتند

. در سالهای پایانی وی نیز به نوعی درگیر ماجرای ناشرانی شد که به نوعی از آثار شاملو کاری را چاپ کرده بودند . به وی پیشنهادی دادم که بهتر است این دعواهای حقوقی درباره آثار شاملو را به کتابی تبدیل کند و درفکر این کار هم بود نمی دانم که این کار را انجام داد یا نه . حمید باقر زاده در اوج بلوغ فکری رخت از این دیار کشید و سرطان بد پیر مهلت نداد و مبارزه وی با این بیماری که در قالب ورزشهای سخت انجام می شد نیز ثمری نبخشید و وی به دیار باقی رخت بر کشید. یادش گرامی باد و خدایش بیامرزد.

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم فروردین 1385ساعت 15:52  توسط سید ابوالحسن مختاباد  | 

                     روايت برآمدن و فروخفتن يك خاندان

 

كتاب دوم : موقعيت تجار و صاحبان صنايع در ايران دوره پهلوي ( سرمايه داري خانوادگي ؛ خاندان لاجوردي) / مولفان: دكتر علي اصغر سعيدي ، فريدون شيرين كام / ناش : انتشارات گام نو؛ چاپ اول : 1384 / قطع رقعي / شمارگان : 2200 نسخه/ قيمت : 3400 تومان/ 304 صفحه.

كتاب " موقعيت تجار و..." نخستين اثر از مجموعه اي است كه مولفان كتاب از رهگذر  بررسي زندگي صاحبان سرمايه ، كار آفرينان و سرمايه داران  دوره پهلوي به مطالعه تاريخ اقتصادي ايران در دوره معاصر مي پردازند . استفاده از روش علمي و تكيه بر واقعيات واسناد موجود و پرهيز از شعار زدگي و نيز نگاه غيرايدئولوژيك به اين موضوع كار را به سندي ارزشمند و تاثيرگذار در ميان آثار مشابه  تبديل كرده است اگر چه خواننده تيز بين و نكته ياب مي تواند  در لابلاي كتاب رگه هايي از جانبداري در تحقيق را به ظرافت دريابد . انتشار اين كتاب از سوي گام نو نيز بر توجه به اين اثر خواهد افزود ، چرا كه اين ناشر در چند سال كوتاهي كه از عمر آن مي گذرد در حوزه مطالعات تاريخ معاصر و به خصوص تاريخ اقتصادي دوره پهلوي و تحليل آن آثار در خور اعتنايي انتشار داده است .

مولفان براي نشان دادن روند صنعتي شدن درايران دست روي يكي از خانواده هاي نامي در اين عرصه نهاده اند و با مطالعه موردي خاندان لاجوردي هاسعي كرده اند نشان دهند كه آنها چگونه از پايين ترين مراحل  كار خود را ّآغاز و با تلاش و كوشش خود را به عنوان صاحب يكي از بزرگترين واحدهاي صنعتي كشور در سالهاي پيش از انقلاب تثبيت كردند.خاندان لاجوردي ها مصداق اين گفته شكسپيرند كه برخي بزرگ به دنيا مي آيند، برخي دستاوردهاي بزرگي دارند ، و برخي نيز بزرگي بر آنان تحميل مي شود و اين خاندان د رچهار نسل متوالي هر سه ضلع اين مثلث را دارا بودند به اين نحو كه در خانواده اي تاجر زاده يا بزرگي به دنيا آمدند، دستاوردهاي بزرگي داشتند، از فرصتها به خوبي استفاده كردند و به مثابه يكي از رهبران بخش خصوصي درآمدند.

 روش مولفان دراين كتاب توصيفي و تحليلي است با مبنا قرار دادن اسناد موجود در مراكز دولتي ، خصوصي و كتابخانه ها ؛ اما از قرار اساس كار آنها بر انجام مصاحبه هايي با مديران و اعضاي خانواده لاجوردي و يا مصاحبه هاي موجود در آرشيو تاريخ شفاهي با برخي از اعضاي اين خانواده و نزديكان و نيز مديران حوزه فعاليت و مقامات سابق اقتصادي صورت بندي شده است . 

خانواده لاجوردي هاي از اواخر دوره ناصري تاآخر دوره پهلوي ، در بيشترعرصه هاي اقتصادي ، اعم از صادرات و واردات و نيز از سال 1330 به بعد در بخش صنعت و خدمات به ويژه صنايع غذايي ،‌نساجي ، شوينده ، ساختمان، بانكداري و بيمه فعال بودند و ومولفان مبناي  اين پژوهش را  بر بيناد مطالعه فعاليتهاي لاجوردي ها از طريق سرمايه گذاري ، ويژگي هاي سرمايه داري خانوادگي آنان ، جهت گيري از تجارت به صنعت و نيز مشاركت آنها در سرمايه گذاري هاي داخلي و خارجي ، قرار داده بودند.

از نكات جالب توجه اين پژوهش بخش چمع آوري اسناد آن بود كه قسمت اعظم آن از كارخانه ها و نيز ادارات ثبت تهران صورت گرفت و اين دو پژوهشگر براي گرد آوري اسناد به شهرهاي گنبد ، مشهد ، آمل ، اصفهان ، كاشان، قزوين، گرگان ، بهشهر، و ساري سفر كرده و همچنين اسناد بايگاني در وزارتخانه ها و نيز سازمانهاي متعددي چون وزارت صنايع ، سازمان اسناد انقلاب اسلامي ، موسسه  مطالعات تاريخ معاصر ايران، بنياد مسضعفان و دادگاه انقلاب را ديده اند كه طبيعي است كه به مانند تمامي كارهاي پژوهشي از اين دست با دشواريهاي فراواني روبرو شده اند و چنانكه خود در مقدمه كتاب آورده اند مطالعه اسناد هر شركت و سازمان به طور متوسط دو تا چهار هفته به طول انجاميد.

كتاب در يازده فصل تدوين شده است و مولفان سعي كرده اند در اين يازده فصل ضمن ارائه تصويري كلي از موقعيت تجار درايران دوره قاجار تا پهلوي و بررسي چهار نسل خاندان لاجوردي ها به نحوه حضور اين خاندان در اتاق بازرگاني و صنايع و معادن ايران، نوآوري هاي آنها ، ويژگي هاي سرمايه داري خانوادگي اين خاندان، منابع مالي آنها در تامين  سرمايه گذاري ها، و نيز فعاليتهاي خيريه(15 درصد از درآمد شركتهاي تابعه به بنياد لاجوردي ها براي امور خيريه اي مانند دادن بورس ، كمك به نيازمندان و.. مي گذشت) و غير اقتصادي آنها نيز به شكلي دقيق و مشروح والبته روشمند بپردازند

 

 

 سه كتاب "توسعه درايران (-1357 1320 ) ؛ خاطرات منوچهر گودرزي ، خداداد فرمانفرماييان، عبدالمجيد مجيدي" – "خاطرات عبدالمجيد مجيدي "، و "نفت ، دولت و صنعتي شدن درايران "  كه از سوي انتشارات گام نو منتشر شده اند ، به شكلي دقيق و تاريخي اوضاع اقتصادي ايران را دردوره پهلوي بيان مي كند. ضمن آنکه در این زمینه مجموعه ای از گفت و گوهای بهمن احمدی امویی در نقد اقتصاد سیاسی پس از انقلاب نیز منتشر شده است .

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم فروردین 1385ساعت 15:47  توسط سید ابوالحسن مختاباد  | 

 

حاشيه اي نه چندان زيبا براي كتابي محققانه

  

1- پيشينه هاي اقتصادي – اجتماعي جنبش مشروطيت وانكشاف سوسيال دموكراسي

خسرو شاكري / ناشر : نشر اختران ، چاپ اول : زمستان1384 / قطع رقعي / شمارگان : 3000 هزار نسخه /544 صفحه /5500 تومان

 

 

آن چنان كه مارك فرو ، استاد مدرسه علوم اجتماعي پاريس معتقد است " چاذبه آثار خسرو شاكري در امكان بازيابي جايگاه و نقش تغييرات داخلي ايران در دگرگوني هاي منطقه خاورميانه و حتي فراتر از آن ، درمتن بين المللي آن نهفته است " و از همين زاويه است كه مي توان در باره كتاب "پيشينه هاي اقتصادي ..." اين ارزبابي اوليه را داشت كه نويسنده سعي كردهذ در پژوهش خويش   عوامل بيروني و نيز عوامل دروني انقلاب مشروطيت را توامان مورد توجه قرار دهد و در اين راه كوشيده از هيچ سند و مكتوب داخلي و خارجي در اين زمينه چشم نپوشد . سابقه شاكري در اين زمينه ( جنبش چپ در ايران) نشان مي دهد كه وي عمري را بر سر اين كار ( پژوهش در تاريخ خط مشي سياسي جناح چپ، جنبش هاي كارگري ، سوسيال دموكراسي و كمونيستي  درايران ) نهاده است .وي خود در اين زمينه مي گويد " تاريخ جنبش سوسياليستي ايران بخشي از پژوهشي است كه من بيش از بيست سال پيش براي بررسي تاريخ معاصر ايران پي ريختم و در مدرسه كاربردي آموزش عالي سوربن در پاريس پي گرفتم" و در پانوشت كتاب نيز درباره  انتشار زودتردو كتابي كه تا حدودي زمينه هاي موضوعي مشابه به اين كتاب دارند ، بد  عهدي ناشر در انتشار كتاب وي د رموعد مقرر (1373) را عامل اصلي اين تاخبر معرفي ميكند و مي نويسد" دراين مدت دواثر ديگر به انگليسي منتشر شده اند كه به سوسيال دموكراسي در ايران مي پردازند؛ يكي نخستين انقلاب ايران نوشته م. بيات كه موضوع تازه اي را مطرح نمي كند و ديگري كتاب انقلاب مشروطيت ايران ژانت آفاري ( كه به قارسي هم ترجمه شده است) " كه شاكري معتقد است  اگر چه به تقضيل به سوسيال دموكراسي مي پردازد و از پژوهشهاي پيشين وي نيز  بسيار بهره برده است ولي در مقابل تفسيرهاي اغراق آميزي ، به ويژه درباره جنبش آزادي زنان ارائه ميكند.

كمتر آرشيو و كتابخانه اي را مي توانيد در دنيا سراغ كنيد كه مطلب يا سندي درباره موضوع كتاب داشته باشد و نويسنده به آن سركشي نكرده باشد. ارائه فهرستي اختصاري آرشيوها در ابتداي اين كتاب ونيز فهرست كامل منابع در پايان آن صحت اين ادعا را تاييد مي كند.

نويسنده دراين پژوهش براي نشان دادن ريشه هاي تاريخي پديده سوسيال دموكراسي با قرائت لنينيستي تلاش كرده است روشن سازد كه چگونه فروپاشي نظام اقتصاد سنتي به مهاجرت گسترده ايرانيان به ويژه  به مناطق آسيايي امپراتوري روسيه انجاميد و آنان را به ناگزير در سياستهاي انقلابي محلي درگير ساخت.آنان تحت تاثير و نفوذ ماركسيسم نوپاي روسي و سازمانهاي گوناگون آن درقفقاز، چندين سازمان انقلابي پديد‌ آوردند و در نتيچه راه را براي نفوذ ماركسيسم روسي در چامعه ايران گشودند و به جريان هاي عمده فكري و سياستهاي انقلابي سوسياليستي براي پنج نسل بعدي شكل دادند.

نويسنده سعي مي كند در اين كتاب كه از قرار چلدهاي بعدي هم خواهد داشت ، نشان دهد كه آيا خط سير قفقازي سوسيال دموكراسي ايران از يك سو و تداوم حكومت شيوه ي تفكر استبدادي بر ذهن ايراني ، يعني تفكري مبتني بر اصول جزمي ، از سوي ديگر منشاء پيدايش بيمارگونه سوسياليسم ايراني بوده است يا نه؟

اين پرسشها در هشت فصل كتاب پاسخ داده خواهد شد و علاوه بر آن خواننده از صفحه 300 تا 529 با توضيحات نويسنده در پيوستها و نيز تصاوير ( حدود 60 صفحه ) به درك دقيق تري از ذهنيات نويسنده در اين كتاب خواهد رسيد .1

 انتشاركتاب " پيشينه هاي اقتصادي ..." براي ناشر و نيز نويسنده حاشيه اي  فراهم آورده است كه درصورت اثبات درستي آن مي تواند اعتبار اخلاقي نويسنده سايه اندازد . ماجرا از اين قرار است كه اصل كتاب در سال 2001 و در نمايشگاه فراكقورت د رقالب قراردادي بين نشر ققنوس و نيز نويسنده براي ترجمه  به مهدي حقيقت خواه (پرتوي ) سپرده مي شود و كار پس از ترجمه به نويسنده داده مي شود تا بر كل متن نگاهي بيندازد و در صورت ضرورت اصلاحاتي بر آن اعمال كند نويسنده . اما به ناگهان ناشر ومترجم درمي بايند كه همان متن از سوي ناشر ديگري و به ترجمه خود نويسنده به بازار نشر راه يافته است . فعلا ناشر گزارش كاملي از اين جريان را در سايت نشر خود آورده است  از قرار پي گير مسائل حقوقي آن هم هست .

 

* در اين زمينه كتاب "انقلاب اول روسيه و عصر مشروطه" با رويكرد به تحولات ايران و آسياي ميانه  كه از قرار پايان نامه دكتري  خانم گلناز سعيدي  و حاصل پژوهشهاي وي در اسناد كتابخانه ها ودپارتمانها تاجيكستان است نيز از سوي انتشارات اميركبير د رسال جاري منتشر شده است كه هر چند به قوت و قدرت كتاب خسرو شاكري نيست ، اما اطلاعات مفيدي را در  اين زمينه دراختيار خواننده علاقه مند قرار ميدهد.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم فروردین 1385ساعت 7:7  توسط سید ابوالحسن مختاباد  | 

از امروز می خواهم کتابهای مهم حوزه تاریخ را که برای نخستین بار در سال ۸۴ منتشر شده اند معرفی کنم . پیش از معرفی مقدمه ای نه چندان کوتاه را می آورم و سعی خواهم کرد هر دو روز یک بار یکی از این کتابها را معرفی کنم  ویژگیهای آن را برشمارم.

اما فتح باب :

 

با  نگاهي به كتابهاي تاريخي كه براي نخستين بار  در سال 84  به صورت ترجمه يا تاليف به بازار كتاب عرضه شده اند ، مي توان دريافت كه نهضتي در تاريخ نگاري( به خصوص تاريخ معاصر ايران) در حال شكل گيري است كه  ويژگي اصلي آن نگاه مسئله محور به رخدادها و موضوعات است .اين كوششها البته از چندين سال قبل آغاز شده است و ما ( خوانندگان) ثمرات آن را اين سالها شاهديم . دقت در شيوه نگارش ، روش پژوهشي و حتي برهه تاريخي كه براي پژوهش انتخاب شده است، نشان مي دهد كه ذهن و ذائقه عمومي مولفان و پژوهشگران متوجه برهه هايي است كه درك و تصوير دقيق و روشني از آن دوره ها و رخدادها درافكار عمومي وجود ندارد . تكيه بر دو دو دوره پيش از مشروطه و نيز سالهاي  حكومت رضا شاه كه خلاء اطلاعاتي در اين دو دوره نسبت به دوره هاي ديگر بسيار بيشتر بوده و هست ، از جمله ويژگيهاي اين كتايهااست . همچنين رويكرد به انتشار اسناد دست اول و نيز رساله هاي مهم اين دورانها نيز نشانه هاي بركت خيزي است كه در تاريخ نگاري اين سالهاي اخير و به خصوص سال 84 مي توان مشاهده كرد . نكته ديگر وجود و بروز پژوهشهاي مبتني بر تحليل و نه داستانگويي است كه اندك اندك  مي رود به صبغه غالب آثار تاريخي تبديل شود . اين تغيير رويكرد خود تحت تاثير عواملي چون افزايش سطح سواد چامعه ونيز توچه قشرهاي كتابخوان و نيز ناشران به لايه هاي عميق تر تاريخ نگاري است كه در پي خود ويژگي مهم واقع نگري و پرهيز از نگاه ايدئولوزيك را به همراه آورده است و مي رود كه بر برخي از نهادهاي دولتي و مراكز تاريخنگاري دولتي تاثير بگذارد كه به گمان مان خواهد گذاشت.. متن زير گزارشي از ده كتاب مهم در حوزه تاريخ در سال 1384 است . تمامي  اين كتابها براي نخستين بار ترجمه ، تاليف و منتشر شده اند. البته تعداد كتابهاي مناسب بسي بيشتر از اين رقم است و شايد اگر ذائقه ديگري دست به اين انتخاب مي زد آثاري غير از اين اثار را انتخاب مي كرد ، اما مطمئنم كه درميان آن انتخابها هم حداقل سه تا پنج كتاب از اين فهرست جاي داشتند. انتخاب هر يك از اين كتابها دليلي خاص دارد  كه مهمترين آن   به روشمند بودن كار مولقان و يا اهميت نويسنده ( در بخش خاطرات تاريخي ) به لحاظ سمتي كه در عرصه سياست برعهده داشتند،  باز مي گردد . نكته آخر اينكه  اين امكان هم وجود دارد كه برخي از كتابها نيز از تيررس نگاه نگارنده به دور ماند ه باشند كه آن را بايد به حساب كم دانشي و بي اطلاعي ام بگذاريد و نه چيز ديگر .

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم فروردین 1385ساعت 13:21  توسط سید ابوالحسن مختاباد  | 

 

شنبه بود كه علي اصغر سيد آبادي گرامي با sms   به من خبر داد  گنجي را آزاد كرده اند . من.  به شمال رسيده بودم و سعادت ملاقات حضوري باگنجي را از دست دادم . اگر چه چند نفري كه  مي خواستند اين روزنامه نگار شجاع را ببينند و راه منزلش را نمي دانستند با من تماس گرفتند و نشاني را پر سيدند .

گنجي را من پيش از آنكه اين گونه به شهرت برسد ، از سالهاي ابتدايي دهه 70 مي شناختم ؛ زماني كه وي مديريت انتشارات صراط را عهده دار بود .( خاطره اي هم مجيد محمدي از دوران مديريت گنچي برايم نقل كرده است كه در زمانش خواهم نوشت ) . بعد از آن در زماني كه مسئوليت صفحه انديشه روزنامه صبح امروز را عهده دار بودم ( سه يا چهار ماه اول ) نيز بيشتر با وي آشنا شدم و زماني كه همين مسئوليت را در روزنامه آفتاب امروز عهده دار شدم بيش از پيش با وي و خلقياتش آشنا شدم . از دوران آفتاب امروز خاطره اي دارم كه ياد آوري آن خالي از لطف نيست .

چند روزي پيش از آن كه كتاب " آيين  و انديشه در كام خودكامگي " آقاي خاتمي  از سوي انتشارات طرح نو به صورت عمومي منتشر شود ، نسحه اي از آن را به آفتاب امروز فرستادند كه در صفحه اول با عكس و به صورت خبري كار شود. من نگاهي به كتاب انداختم كه خبري از آن در بياورم . اولين چيزي كه متوجه شدم ، تاثير پذيري ديدگاههاي آقاي خاتمي از آراء و  نظرات دكتر جواد طباطبايي بود . بر همين بنيان وقتي در همان صبح گنجي را ديدم به وي گفتم كه اين كتاب چيز تازه اي ندارد و سخت تحت تاثير نوشته هاي آقاي طباطبايي است . گنجي گفت كه تو درست مي گويي ( بعدا فهميدم كه دكتر طباطبايي براي ويراستاري همين كتاب يك ماهي به ايران آمده بود ) اما الان به مصلحت نيست كه چنين چيزي را در خبرت بياوري .من اما اين كار را كردم چون مي دانستم كه اصغر رمضانپور و يا كسري نوري اين قدر دقيق خبرها را نمي خوانند پس ترجیح دادم به جای مصلحت اندیشی کار خبری خود را به درستی و کامل انجام دهم چون در همان روزها بود که آقای مردیها مطلبی درباره خاتمی نوشته بود و وی را به سلطان حسین ( شاه صفوی ) تشبیه کرده بود و و ازخودش شنیده بودم که چه بلاهایی برایش بابت این مطلب از سوی طرفداران دو آتشه خاتمی در وزارت علوم نیاوردند. و میگفت که همین نوشته سبب شد که وی را در دانشگاه استخدام نکنند. در هر حال به قول حافظ : 

مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز 

ورنه در مجلس رندان خبری نیست که نیست 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم فروردین 1385ساعت 21:53  توسط سید ابوالحسن مختاباد  |