تبليغاتX
نشر و نوشتار

نشر و نوشتار

درباره کتاب و نشر و روزنامه نگاری

این مطلب پیش از این در وبلاگم در بلاگ اسپوت نوشته شده بود اما با توجه به اینکه پیش بینی من از این ماجرا این است که ارشاد دچار مشکلات عدیده ای خواهد شد و به همین دلیل هنوز جرات اعلام پایان یافتن کار هدیه دادن را ندارند در حالی که باید تا هفته قبل این کار به پایان می رسید لذا این مطلب را باردیگر دراین وبلا گ مینهم تا اگر اتفاقات تازه تری دراین زمینه رخ داده باشد از تعقیب و پرداختن به آنها بازنمانم . از جمله رخدادی که بانامه دوستانم در روزنامه همشهری ابعاد تازه تری به ماجرا داده است که شرح آن د رسایت بازتاب آمده است

درباره هديه رئيس جمهوري / به كام مافياي لپ تاپ

چند مدتي است كه مي خواهم درباره هديه رئيس جمهور ( خاتمي ) به روزنامه نگاران مطالبي را بيان كنم تا برخي از دوستاني كه متاسفانه اطلاعاتشان دراين باره اندك است با خواندن اين نوشته برخي از ابهاماتشان دراين زمينه برطرف شود . من در اين باره پيش از اين يادداشت بلندي نوشتم و در آن يادداشت كه اتفاقا بخشي از آن در گزارش سالانه بازرسان انجمن صنفي نيز آورده شد ، اشاره كردم كه هيات مديره انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران در اين زمينه منفعل عمل كرده است .اين يادداشت را دراینحا مي توانيد بخوانيد .
اكنون كه اين هديه كلا در اختيار معاونت مطبوعاتي وزارت ارشاد قرار گرفته است و انتقادات دراين زمينه هم فراوان است ( از نحوه انتخاب افراد و تهيه فهرست تا چگونگي توزيع )بهتر است كه چند نكته اي را در اين زمينه بنگارم .
اول : هديه رئيس جمهور حدود 595 ميليون تومان است كه از قرار دوستان مطبوعاتي ما ( چه برخي از روزنامه نگاران و چه برخي از مسئولان معاونت مطبوعاتي كنوني ) گمان كرده اند كه اين هديه معادل ريالي يك ميليون دلار در بازار آزاد( چيزي حدود 905 تا 910 ميليون تومان)است . در حالي كه اين رقم از مابه التفاوت ارز دولتي و ارز آزاد به دست مي آيد . اگر اين رقم را بر 300 هزار تومان ( رقمي كه گفته مي شود تاكنون 700 نفر از خبرنگاران آن را از معاونت مطبوعاتي دريافت كرده اند) تقسيم كنيم، نزديك به 2 هزار نفر مي توانند از اين سهميه استفاده كنند . در تقسيم بندي انجمن صنفي روزنامه نگاران تنها خبرنگاران شاغل در مطبوعات از اين يارانه بهره مند مي شدند و چون رئيس جمهور در اعطاي اين هديه شرط كرده بود كه آن را به صورت تجهيزات در اختيار روزنامه نگاران قرار دهند ، انجمن به دنبال اين بود كه هم مشاركت برخي از اعضاء را جلب كند وهم اينكه يكي از مورد نيازترين اين وسيله را با تخفيفاتي ويژه دراختيار روزنامه نگاران قرار دهد.
دوم: يكي از دلايل شكست انجمن دراين پروژه همانا يكپارچه شدن وارد كنندگان لپ تاپ براي جلوگيري از ورود چنين حجمي از لپ تاپ به بازار بود كه متاسفانه به دليل بي تجربگي انجمن دراين زمينه آنها توفيق يافتند تا حرف خود را به كرسي بنشانند . اين مفاومت و كارشكني وارد كنندگان بزرگ و خرد لپ تاپ دربرابر ورود نزديك به 2000 لپ تاپ‌(خارج از چارچوب بازار تحت كنترل آنها) بي دليل هم نبود. به خصوص كه دريابيم ميزان تقاضاي بازار لپ تاپ ايران ( در آن دوره اي كه اين بحث ها مطرح بود) چيزي بين 25 تا 30 هزار دستگاه در سال بود كه اگر اين تعداد لپ تاپ ازسوي انجمن وارد مي شد،خوراك يك ونيم تا دوماه كل بازار لپ تاپ درايران فراهم بود و به واقع بخشي مهم از تقاضاي بازار پاسخ داده مي شدو در نتيجه لپ تاپهاي اين شركتها بدون مشتري مي ماند و آنها كلي ضرر و زيان متحمل مي شدند. بر همين بنيان به گمان من آنها يك استراتژي داشتند وآن اينكه جلوي ورود لپ تاپ را از طريقي غير از خود بگيرند و نيز فضا را به سمتي سوق دهند كه يا وزارت ارشاد و انجمن به عقد قرارداد با آنها رضايت دهند و يا اينكه اين هديه را به صورت پول بين خبرنگاران توزيع كنند . و البته در اين مسير بنا به گفته شركت طرف قرار داد انجمن ، مافياي لپ تاپ ،ابتدا به آمريكا اي ميل و فاكس زدند و گفتند كه اين لپ تاپها( دل) براي ارتش ايران است و سپس براي لپ تاپهاي اچ پي با شركت ياد شده تماس گرفتند و گفتند كه اين شركت پولي ندارد و جنس شما را خواهند خورد!. انجمن به دليل كم تجربگي و نداشتن پيش بيني نسبت به وجود چنين مافيايي در بازار لپ تاپ، در ميانه راه دستانش را به علامت تسليم بالا برد . ضمن آنكه پيش بيني انجمن ، كه با تغيير دولت امكان همكاري تيم تازه با آنها بسيار ضعيف خواهد بود ، نيز درست ازكار درآمد . چرا كه مجموعه معاونت مطبوعاتي دراين زمينه نه تنها هيچگونه دعوتي از انجمن براي همكاري و مشاركت در كار به عمل نياورد ، بلكه پيشنهاد دبيرانجمن مبني بركمك كردن يكي از اعضاي كميته بررسي فهرست خبرنگاران متقاضي لپ تاپ ( كه در آن زمان من عهده دار اين بخش بودم ) را نيز رد كردند .

سوم : وقتي كه اين اتفاق رخ داد ( يعني لپ تاپها وارد نشد ) به گمان من وزارت ارشاد و معاونت مطبوعاتي در شيوه تازه واگذاري هديه رئيس جمهور ، در حال عمل كردن به دومين گزينه مورد نظر مخالفان ورود لپ تاپ( مافياي لب تاپ ) انجمن هستند ( يعني توزيع پول ميان روزنامه نگاران). در چنين شرايطي بالاخره اگر يك دهم اين تعدادهم به سراغ خريد لپ تاپ بروند ( تا آنجايي كه من اطلاع دارم تعدادشان به500 تن هم خواهد رسيد) اين مافياي لپ تاپ است كه لپ تاپهاي خود را عرضه ( بخوانيد آب ) مي كند .جالب توجه اينكه اين روزها اطلاعيه هايي در مطبوعات ( به خصوص روزنامه شرق ) مي خوانم كه يكي از شركتهاي وارد كننده لپ تاپ اعلام كرده است كه در قسط هاي 12 ماهه لپ تاپهاي تا 900 هزار تومان را به روزنامه نگاران ( با دردست داشتن معرفي نامه از روزنامه و كارت روزنامه نگاري ) مي فروشد .

چهارم : انجمن در اين مدت دوبار اطلاعيه داد ، اول بار خواستار اعلام شفاف ضوابط اعطاي رقم اهدايي رئيس جمهور به روزنامه نگاران شد وبار دوم در هفته جاري كه از انجمن خواسته شد روزنامه نگاران بيكار را به اين معاونت معرفي كند . آن ليست(1180 نفر عضو انجمن كه تقاضاي لب تاپ كرده بودند) مورد نظر د رهمان دوره معاونت قبلي در ارشاد موجود بود و انجمن تنها( و با توجه به تقاضاي وزارت ارشاد) پرينتي دوباره از آن به وزارت ارشاد فرستاد. اين توضيح را هم اضافه كنم كه تاكنون معاونت مطبوعاتي چه رسمي و چه غير رسمي ،هيچ گونه دعوتي از اعضاي هيات مديره براي مشورت گرفتن ازآنها (و نه مشاركت دادنشان ) صورت نداده است .
پنجم: من معتقدم مسئولان وزارت ارشاد تحت تاثير سخن ووعده اي كه وزير ارشاد دراين زمينه داده بود (‌كه اول دي توزيع هديه ها را شروع خواهيم كرد ) و براي بدقول نشدن وزير نزد روزنامه نگاران ، با تعجيل دادن هديه را شروع كردند ، درحالي كه به گمان من بهترين تدبير براي اين كار نهادن اين پول در صندوق قرض الحسنه ويا در حساب پس انداز بلند مدت و دادن سود آن به صورت وام قرض الحسنه به روزنامه نگاران بود . حساب كنيد كه اگراز رقم 600 ميليون تومان، نصف آن، در حساب قرض الحسنه قرار مي گرفت و به روزنامه نگاران بين يك تا يك و نيم ميليون تومان وام با شرط بازگشت 30 ماهه پرداخت مي شد، به طور متوسط سالي 500 تا 800 نفر از اين وام استفاده مي كردند و مقدار آن هم به گونه اي بود كه مي توانست چاله اي را در زندگي آنها پر كند ،اما متاسفانه بي تدبيري مسولان در اين زمينه و نداشتن معياري براي توزيع هدايا ، فضا را به سمتي سوق داد و خواهد دادكه به زودي تبعات بيشتري از اعتراضات به نحوه توزيع هدايا دامان آنها را خواهد گرفت .
در اين زمينه نوشته اي هم از سوي يكي ازروزنامه نگاران درااینجاآمده است .
نوشته سایت بازتاب
نامه برخی از مدیران مسئول روزنامه ها به وزیر ارشاد .
روزنامه نگاران بیکار و هدیه رئیس جمهوری

اگر دوستان ديگري هم دراين زمينه نوشته اي دارند خوشحال مي شوم كه بدانم و بخوانم.

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم بهمن 1384ساعت 23:11  توسط سید ابوالحسن مختاباد  | 

کتاب  تاملی در مدرنیته ایرانی  اثر خواندنی  و محققانه دکتر میر سپاسی پس از نزدیک به ۱۵ ماه توقف در ارشاد از سوی انتشارات طرح نو به بازار کتاب آمده است . کتاب به همراه کتاب دادگرایی ایرانی اثر دکتر پرویز صانعی در زمانی که آقای مرادی نیا بخش ممیزی کتاب را بر عهده داشت به این اداره فرستاده شد و من چندین بار برای این کتاب و نیز کتاب دکتر صانعی پی گیر شدم و  دریافتم که روی کتاب دکتر صانعی نوشته اند که باید ۱۷۰ صفحه نخست کتاب دوباره نویسی شود و برای این اثر هم توضیح قانع کننده ای ندادند که چرا مجوز انتشارش را نمی دهند . در هر حال این کتاب منتشر شده است و به نظر می رسد درمیان کتابهایی که به مسئله تجدد و مدرنیته ایرانی با نگاه جامعه شناختی می پردازند اثری شاخص و البته بحث برانگیز باشد .

دراین باره نوشته ای را دراینجابخوانید

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم بهمن 1384ساعت 9:57  توسط سید ابوالحسن مختاباد  | 

 من دراین وبلاگ قصد دارم که عمدتا به مسائل نشر ونیز کتابهای حوزه علوم انسانی ( به جز حوزه رمان و داستان ) بپردازم . اما امروز که سایت جناب  مصطفی مستورمصطفی مستور  راه اندازی شد  مقدمه وی  دراین سایت به قدری تاثر گذار و خواندنی بود که استثنایی بر قاعده خود وضع کردم تا هم این سایت را معرفی کنم و هم یادی از جناب مستور که از خواند کتاب روی ماه خداوند را ببوس وی بسیار لذت بردم .لینک این سایت را هم به بخش پیوندها اضافه کرده ام . 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم بهمن 1384ساعت 19:28  توسط سید ابوالحسن مختاباد  | 

امروز در اینجا خواندم که بخشی از اسناد مشروطیت ونیز اسناد مربوط به سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۴ قرار است از سوی مرکز اسناد و کتابخانه مجلس شورای اسلامی منتشر شود . مدیریت این کار هم به عهده آقای  مسعود کوهستانی است که  به گواهی آثاری که انتشار داده خوشبختانه محققی قابل احترام و معتبر است . اهمیت این اسناد از این جهت مهم است که چه در مجالس نخست مشروطه و چه در دوره بین سالهای ۲۰ تا ۳۲ ما بیشترین آزادی را داشته ایم و مجالس این دوره ها از نمایندگانی استخواندار و شجاع برخوردار بوده اند و خواندن سخنان و گفته های أنها می تواند درک درست تری از تاریخ معاصر و شخصیتهای آن در اختیار ما بگذارد .

از سوی دیگر این اسناد از آن جهت مهم اند که خواننده را با بهترین روایت ( سخنان و کار و کردارهای خود سیاستمداران) و نه تفسیر دیگران از آنها مواجه می کند و سبب می شود تا خواننده خود به قضاوت بپردازد و دریابد که چهره های نامی سیاست معاصر تاچه پایه و مایه می دانستند ودرکشان از مسائل چگونه و چقدر بوده است . این گونه ما به توصیه برخی از مورخان نامی عمل کرده ایم که معتقدند هیچ چیزی بهتر از خواندن اصل اسناد و نوشته های چهره  ها  ورخدادهای  تاثیر  گذار نیست .

امید که جناب کوهستانی این آزادی را داشته باشد که تمامی اسناد را انتشار دهد و شکل ابتر شده و سانسور شده این اسناد را منتشر نکند .

نکته ای هم می ماند و آن اینکه  اگر چه این کار مرکز اسناد مجلس امر ی قابل تحسین است اما چه خوب است ما نیزبه مانند دولتهای توسعه یافته که اسناد خود را بعد از سی سال دراختیار محققان قرار می دهند قانونی را در مجلس بگذرانیم تا این اسناد در اختیار تمامی محققان قرار گیرد و این گونه به نگارش یک تاریخ عمومی معتبر معاصر دست پیدا کنیم .

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم بهمن 1384ساعت 19:19  توسط سید ابوالحسن مختاباد  | 

پیش از این من د ر بلاگ اسپوت می نوشتم و البته بخش کتاب و موسیقی آن یک کاسه بود . اما به توصیه دوستی به اینجا نقل مکان کردم و به نظر می رسد که بهتر بتوانم بنویسم . اکنون من هم در بلاگفا درباره موسیقی می نویسم با نام سربانگ  و هم درباره کتاب و نشر و موضوعات فرهنگی به جز موسیقی در همین وبلاگ . برای حسن افتتاح مطلبی را که هفته گذشته درباره سیاستهای تازه خرید کتاب نوشته ام دراینجا می آورم .

خواجه پندارد که طاعت می کند

 روابط عمومي معاونت فرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در اطلاعيه اي اعلام كرد كه پس از وقفه اي سه ماهه ،همزمان با دهه فجر ،خريد كتاب از ناشران دوباره از سر گرفته خواهد شد . اين روابط عمومي همچنين اعلام كرد كه در اين دوره ، اولويت با خريد كتابهايي در سه موضوع تاريخ اسلام ، دفاع مقدس ، و كودك و نوجوان خواهد بود .
اول : تمامي آنهايي كه در حوزه نشر فعال بودند و هستند ، سياست خريد كتاب از ناشران را از جمله كارآمدترين سياستها در وضعيت بحراني نشر كشور مي دانستند كه در صورت انجام به موقع پرداختها ، مي توانست تا حدودي نبود و كمبود نقدينگي در نشر كشور را التيام بخشد. بنا براين آغاز دوباره خريد كتاب ، اگر به وقفه هاي دوباره دچار نشود خبري خوشحال كننده براي ناشران است .
دوم : دو هدف اصلي براي خريد كتاب متصور شده بود ، اول تامين نقدينگي ناشران و دوم تجهيز كتابخانه هاي عمومي . بر همين بنيان در شورايي كه براي خريد كتاب تدارك ديده شده بود ، شروطي براي خريد كتاب از ناشران در نظر گرفته شده بود كه از جمله آنها چاپ اول بودن كتابها بود . اين شرط عام به همراه انتشار فهرست كتابهاي خريداري شده در هفته نامه كتاب هفته سبب مي شد تا به رغم وجود انتقاداتي بر چينش اعضاي انتخاب و خريد كتاب ، عموم ناشران از اين وضعيت راضي باشند ، چرا كه نحوه و نوع خريد كتابها و ضوابط آن عمومي بود و همه ناشران مي توانستند از آن بهره مند شوند . اما در دوره تازه شكل گيري اين هيات قرار است نوع خريد ها به سمتي خاص و كتابهايي خاصتر سوق يابد . به تعبير دقيق تر وزارت ارشاد به جاي آنكه از توليد «كتاب خوب» حمايت كند ، به شكلي رسمي به ناشران اعلام مي كند كه اگر كتابهايي در حوزه هاي فوق ، توليد كنند از امكان حمايت برخوردار خواهند شد . ماجرا آنگاه پيچيده تر خواهد شد كه دريابيم كتابهاي برخي از حوزه ها و موضوعات كه در اولويت خريد قرار ندارند، عموماً پرخواننده ترين كتابها هستند و با سياستهاي تازه اين وزارتخانه مبني بر مخاطب محوري همقران و همنشين؛ ازاين دايره خارج هستند .
سوم: با توجه به اينكه بخش اعظم اين خريدها براي تزريق به كتابخانه هاي عمومي صورت مي گيرد ، بنابراين بايد در آينده نه چندان دور شاهد آن باشيم كه قفسه كتابخانه هاي عمومي كشور از جدي ترين آثار در حوزه هاي فكري ، فلسفي ، روانشناسانه ، تاريخ ايران تاريخ جهان ، هنر وادب وفرهنگ خالي بماند .
اميد كه دست اندركاران معاونت فرهنگي به تبعات چنين تصميمي وقوف كامل داشته باشند و مصداق آنها به مانند داستان آن خواجه در مثنوی نباشد که فکر می کرد در حال طاعت و عبادت است اما به قول مولانا از معصیت جان می کند .

خواجه پندارد که طاعت می کند / لیک خود از معصیت جان می کند

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384ساعت 1:42  توسط سید ابوالحسن مختاباد  |